• کد خبر : 170
  • تاریخ انتشار : 09 ژوئن 2020

سالمند در تعریف جهانی به افراد بالای ۶۰ سال گفته می شود و در این سن، افراد علاوه بر وضعیت ظاهری و فیزیکی، دچار تغییرات ذهنی ، روانی و اجتماعی نیز می شوند و در زمینه اقتصادی هم وضعشان دچار تغییرات خاص می شود.
آمارهای رسمی مازندران نشان می دهد این خطه از شمال کشور پا به سن پیری گذاشته تا بعد از استان گیلان جایگاه دوم کشور را به خود اختصاص دهد. همچنین ۱۲درصد از جمعیت حدود سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفری مازندران یعنی حدود ۴۰۰ هزار نفر ، سالمندان هستند.

بر اساس تعاریف استاندارد جهانی، هر جامعه ای که جمعیت سالمندش بیشتر از ۱۲ درصد باشد به آن جامعه پیر می گویند و مازندران درحالی با میانگین های جهانی رقابت می کند که میانگین نسبت جمعیت سالمند در کشور ۹ درصد است.
اگر چه وجود جمعیت قابل توجه سالمند در یک جامعه نشانگر افزایش امید به زندگی در آن است، ولی استانداردهای جهانی بر کیفیت زندگی سالمندی هم به عنوان دیگر شاخصه های مثبت در این زمینه تکیه می کند. در واقع سالمندی و افزایش طول عمر با یکسری مشکلات نیز همراه است که رفع آنها با هدف افزایش کیفیت زندگی در سالمندی را ضروری می کند. امکانات زندگی سالمندی و فراهم کردن خدمات مناسب برای این قشر شیرین از دردسرهایی است که حتی جوامع توسعه یافته اقتصادی هنوز باآن درگیر هستند.
با این وجود ، برابر پیش بینی های صورت گرفته از سوی سازمان های اجتماعی از جمله بهزیستی تا کمتر از ۶ سال آینده جمعیت سالمند کشور به بیشتر از ۱۰ درصد خواهد رسید و به همین نسبت هم جمعیت سالمند مازندران بیشتر خواهد شد و به عبارتی تا آن زمان احتمالا از هر ۶ نفر جمعیت استان یک نفر پا به سالمندی می گذارد.
برآوردهای جهانی نیز حاکی از حرکت غیرمتعادل جمعیت جهان به سمت سالمندی است به این معنا که رشد جمعیت کشورها کمتر از رشد جمعیت سالمندان آن است. برای ایران هم رشد جمعیت سالمندی ۲.۶ درصد برآورد شده که یک درصد بیشتر از رشد ۱.۶ درصدی جمعیت است.

بر اساس الگوی جهانی نرخ ازدواج بالا و نرخ پایین طلاق منجر به ثبات خانوادگی و در نتیجه ثبات در نرخ فرزندآوری می شود و در برخی مواقع به دلیل تحکیم خانوادگی حتی افزایش فرزند آوری را نیز رقم می زند ، همان طور که در دهه ۶۰ ایران با افزایش ازدواج و ثابت ماندن نرخ طلاق وابسته به برخی مسائل فرهنگی شاهد رشد جمعیتی بود.
اما در یک دهه گذشته آمار و ارقام خبر خوشی برای نیروی انسانی استان مازندران و جمعیت جوان به همراه ندارد. طبق آمارها نرخ ازدواج از ۳۵ هزار و ۹۷۸ مورد در سال ۸۸ به ۲۱ هزار و ۵۷۱ مورد در سال ۹۷ رسید که کاهش ۴۰ درصدی را در وصلت های مازندران نشان می دهد.
کاهش زندگی مشترک مازندرانی ها در حالی است که آمار طلاق در همین دهه با رشد ۲۲ درصدی همراه بود و بنابر گزارشات بیشترین میزان طلاق نیز در پنج سال اول زندگی رخ می دهد.
این وضعیت به طور مستقیم بر افزایش جمعیتی مازندران تاثیر گذاشته است زیرا در همین مدت کاهش ۱۰ درصدی تولد نوزادان و افزایش سه درصدی فوتی ها در مازندران رقم خورده است که نه تنها بیانگر کاهش نرخ افزایش کل جمعیت ، بلکه کاهش شدید نرخ جمعیت جوان در استان است.
این وضعیت در حالی است که مازندران با توجه به برنامه های اقتصادی در حوزه گردشگری ، صنعت ، کشاورزی و دانش بنیان برای سال های پیش رو نیاز مبرم به جمعیت جوان و تازه نفس دارد ، اگر چه مدیریت جمعیت جوان نیز در حال حاضر با مشکلات متعددی از جمله هدایت شغلی مواجه است.

پیرتر شدن ترکیب جمعیتی مازندران در حالی است که در یک دهه اخیر ورودی جمعیت جوان و فرزندآوری نیز در این استان روبه کاهش است. بنا به آمار اداره ثبت احوال مازندران، در یک دوره چهار ساله از سال ۹۴ تا ۹۷ آمار متولدین از ۴۶ هزار و ۴۶۳ به عدد ۳۹ هزار و ۸۳۶ تازه متولد شده کاهش داشته است که نشان از جدی بودن مساله است.
علاوه بر این برخی از همسران فرزندآوری را موجب پیری زودرس و همچنین کاهش شدید حس شادابی و لذت از زندگی می بینند و عده ای دیگر نیز به کل مخالف فرزند هستند. جالب اینجاست در بررسی‌های انجام شده بسیاری از زوج‌های جوان مازندرانی حتی از صحبت کردن و گپ و گفت در مورد فرزندآوری نیز فرار می کنند.
مازندران یکی از استان های رتبه دار مهاجر فرست است با این تفاوت که مهاجران آن که عمدتا نخبگان و تحصیل کردگان هستند و عمدتا پس از رسیدن به سن بازنشستگی و پا گذاشتن به سن سالمندی به موطن خود باز می گردند.
این در حالی است که مازندران از نظر وجود نخبگان بر مبنای کیفی و تعداد دانش‌آموختگان دانشگاهی در رده سوم کشور قرار دارد و بر اساس آمارهای رسمی اکنون بیش از یک و نیم میلیون مازندرانی فقط در تهران ساکن هستند که عمده این افراد را تحصیلکردگان دانشگاهی و جوانان تشکیل می دهند.
کارشناس مسائل اجتماعی گفت: عدم فرزند آوری و تزریق جمعیت جوان به جامعه ریشه در مسائلی همچون دغدغه های اقتصادی ، بی حوصلگی جوانان ، بالا رفتن سن ازدواج ، کاهش تمایل به ازدواج و الگوبرداری از شیوه زندگی دیگری دارد.
حسین زاده کاهش جمعیت جوان را در حوزه اجتماعی بسیار خطرناک توصیف کرد و افزود: این مسئله می تواند جامعه و خانواده ها را به سمت افسردگی ، کاهش شادابی در فضای خانواده و حتی نابودی برخی خانواده ها بکشاند.
به گفته او ، حتی برای استان مازندران با سطح قابل توجهی از برخورداری اقتصادی و ظرفیت های اشتغال نیز دغدغه های هزینه و درآمد بزرگ ترین سد راه فرزندآوری است که هنوز به طور جدی به آن پرداخته نشد.

دیدگاه شما